دانلود مداحی معقوله انت حسین با صدای باسم الکربلایی

هم اکنون مداحی عربی معقوله انت حسین با صدای باسم الکربلایی را از رسانه پاپیل موزیک بشنوید و دانلود کنید.

امیدواریم از شنیدین این اثر لذت ببرید و دیدگاه خود را در بخش نظرات در پایین همین صفحه برای ما به اشتراک بگذارید.
Download Music: Basim KarbalaeiMaqoola anta Hussein | With Two Quality 128 and 320 And Lyric On PapilMusic

+ متن و ترجمه مداحی معقوله انت حسین باسم الکربلایی

معقوله انت حسین باسم الکربلایی

♬♪♪♪♪♪♪♪ ♬♪♪♪♪♪♪♪♪♬ ♪♪♪♪♪♪♪♪♬
معقوله انت حسين اوليدي معقوله انت حسين
معقول است که تو حسینِ فرزند منی؟ معقول است که تو حسینی؟
براسك شمسوين احجيلي براسك شمسوين
بر سرت چه شده؟ برایم بگو بر سرت چه شده؟
تنزف من عاشور تشبهني ومطبور
از عاشورا خون می‌چکد، شبیه من است و زخمی
ابو حسين بقهر ينظر عله حسينه
ابوحسین با قهر به حسینش نگاه می‌کند
انكسر ظهره ويشم الراس بونينه
کمرش شکست و سر را با ناله می‌بوید
بعد ماكو اثر تربه عله اجبينه
دیگر اثری از تربت بر پیشانی‌اش نیست
الحجر غير ملامح وجه ابو سكينه
سنگ، چهره‌ی ابوسکینه را تغییر داده
الشمر شمسوي من گاطع شرايينه !
شمر چه کرده که شریان‌هایش را بریده!
دخيلك ياعلي دم يجري من عينه
به فدایت ای علی، خون از چشمش جاری است
روح وتشبگ روح الليله روح وتشبگ روح
برو و روح را شب بگیر، برو و روح را شب بگیر
اهلاً بالمذبوح الغالي اهلاً بالمذبوح
خوش آمدی ای ذبح‌شده‌ی گران‌بها، خوش آمدی ای ذبح‌شده
نور وحاضن نور تشبهني ومطبور
نور است و نور را در آغوش گرفته، شبیه من است و زخمی
بكل خطوه اجيتك جان الي عثره
با هر قدم نزدت آمدم، جانم به لغزش افتاد
نفس شكلي بطلعتي بدفنة الزهره
همان شکل من با طلوعم در دفن زهرا
اواسيك واجيت بطبرتي بحسره
تسلیتت می‌گویم و با تبرت و حسرت آمدم
لكيتك بويه عابرني اثنعش طبره
پدرم تو را یافتم که دوازده تبر از من عبور کرده
عجيب حسين ليش اشفاك متفطره
عجیب است حسین، چرا شفایت شکافته است؟
شنو العباس ما جايب ولا كطره
عباس چه آورده؟ حتی یک قطره هم نه
من طاري العباس اذكرته من طاري العباس
از ذکر عباس یادش کردم، از ذکر عباس
دم ضل يبجي الراس اتحسر دم ضل يبجي الراس
خون همچنان بر سر می‌گرید و حسرت می‌خورد، خون همچنان بر سر می‌گرید
وتجاوب معذور تشبهني ومطبور
و پاسخ می‌دهد معذور، شبیه من است و زخمی
گمر يم الشريعه اهناك ضيعته
ماه کامل کنار شریعه، آنجا گمش کردم
شفت بعيونك شكد باجي من شفته
با چشم‌هایت دیدم چقدر گریه کردم از دیدنش
امشيبه لحيتك فاكد ابن انته
ریش سفیدت را می‌بینم، پسرت را گم کرده‌ای
المسمي عله اسمي وذر جثته
آنکه به نام من نامیده شده و جثه‌اش را رها کرده
وشفت خدك ادين اصغار لازمته
و گونه‌ات را دیدم، دو دست کوچک لازم گرفته‌اند
ذبح عبد الله تخنگني يسالفته
ذبح عبدالله خفه‌ام می‌کند، داستانش را می‌گوید
راس ابنك شالوه من جسمه راس ابنك شالوه
سر پسرت را از جسمش برداشتند، سر پسرت را برداشتند
ما يثبت شدّوه برمحه ما يثبت شدّوه
ثابت نمی‌ماند، بر نیزه‌اش محکم کردند، ثابت نمی‌ماند
بوليدك ماجور تشبهني ومطبور
با فرزندت مأجور، شبیه من است و زخمی
يوجه اللي رسول الله يشتمك
ای چهره‌ای که رسول خدا تو را می‌بوسد
ويبوس ايديك جبرائيل ويخدمك
و جبرئیل دستانت را می‌بوسد و خدمتت می‌کند
هضيمه ابنَ انس من شعرك يلزمك
هضیمه پسر انس از مویت تو را می‌گیرد
على الدنيا السلام الاشعث ايشتمك
بر دنیا سلام، اشعث تو را دشنام می‌دهد
يراس حسين ليش ايفور ضل دمك
ای سر حسین، چرا خونت همچنان می‌جوشد؟
شنو شگالتلك اختك من اجت يمك
خواهرت چه به تو گفت وقتی نزدت آمد؟
ماضل عندي اخيام اتنادي ماضل عندي خيام
دیگر خیمه‌ای نزد من نمانده که صدا بزنی، دیگر خیمه‌ای ندارم
للكوفه وللشام اتيسر للكوفه وللشام
به کوفه و شام آسان شد، به کوفه و شام
يالبرماح اتدور تشبهني ومطبور
ای نیزه‌داران می‌گردید، شبیه من است و زخمی
على وجهك اشوف ارماد متناثر
بر چهره‌ات خاکستر پراکنده می‌بینم
وانه ادري بيك حرگ اخيام ما حاضر
و من می‌دانم که آتش خیمه‌ها حاضر نبود
عرفته هالالم مو من وره العاشر
این درد را شناختم که از پشت دهم نیست
ابيت الاصبحي ادري شنو صاير
نمی‌خواستم صبح شود، می‌دانم چه شده
بالتنور من خلوك وتساهر
در تنور از خلوک و شب‌زنده‌داری
اجتك فاطمه ومكسورة الخاطر
فاطمه نزدت آمد با خاطر شکسته
لاما تبجي ادموع الزهره لا ما تبجي ادموع
نه گریه کن اشک‌های زهرا، نه گریه کن اشک‌ها
ظلت تبجي ضلوع وتلطم ظلت تبجي ضلوع
همچنان بر دنده‌ها می‌گرید و لطمه می‌زند، همچنان بر دنده‌ها می‌گرید
يالبجيت الحور تشبهني ومطبور
ای که حور گریه کرد، شبیه من است و زخمی
علي عيونه عله عيونك عسه يعمن
علی چشمانش را بر چشمانت می‌گذارد، شاید بینا شود
بعد عندك جروح هواي ما خلصن
هنوز نزدت زخم‌های زیادی تمام نشده
تضل فوگ الرمح يحسين واطمن
همچنان بر نیزه هستی ای حسین و آرام باش
بناتك عندي لا تسأل بقن عدمن
دختران‌ات نزد من‌اند، نپرس که از دست رفته‌اند
اداريهن بعد يحسين ما يبجن
آن‌ها را نگه می‌دارم بعد از این ای حسین که گریه نکنند
الى أن بأربعينك مجلس يسون
تا اینکه در اربعینت مجلس برپا کنند
ايتامك وياي احسيني ايتامك وياي
یتیمان‌ات با من‌اند ای حسینی، یتیمان‌ات با من
انه اسكيهم ماي الكوثر انه اسكيهم ماي
من آن‌ها را از آب کوثر سیراب می‌کنم، من آن‌ها را از آب سیراب می‌کنم
يا ظامي ومنحور تشبهني ومطبور
ای تشنه و ذبح‌شده، شبیه من است و زخمی
اذا هو علي من شافه ضل ينعه
اگر او علی است، از دیدنش همچنان ناله می‌کند
شنو نسوي ونجازي المنكسر ضلعه
چه کنیم و چگونه جبران کنیم دنده‌ی شکسته‌اش را؟
وسمعتو شصاير براسه ابو التسعه
و شنیدید چه بر سر ابوتسعه آمده
ويجي واحد يگول حسين مو دمعه
و یکی می‌آید می‌گوید حسین اشک نیست
يزعجه صار حتى الزاد النوزعه
آزارش می‌دهد حتی غذای نذری
ولون بيده اللطم بالمجلس ايمنعه
و اگر با دستش لطمه در مجلس بزند، منعش می‌کند
خليهم يحجون شرادو خليهم يحجون
بگذار حرف بزنند هر چه می‌خواهند، بگذار حرف بزنند
ما راح ياثرون اعلينه ما راح ياثرون
تأثیری بر ما نخواهند گذاشت، تأثیری نخواهند گذاشت
وننعه البيت بطور تشبهني ومطبور
و خانه را با طور ناله می‌کنیم، شبیه من است و زخمی
♬******* ♬*****♬ *******♬

لطفا نظر خود را بنویسید

لغو پاسخ
نظر با ارزش شما پس از تایید مدیر نمایش داده می شود.