دانلود مداحی اشتاق و احتار با صدای باسم الکربلایی
هم اکنون مداحی عربی اشتاق و احتار با صدای باسم الکربلایی را از رسانه پاپیل موزیک بشنوید و دانلود کنید.
امیدواریم از شنیدین این اثر لذت ببرید و دیدگاه خود را در بخش نظرات در پایین همین صفحه برای ما به اشتراک بگذارید.
Download Music: Basim Karbalaei – Ishtaq Ihtar | With Two Quality 128 and 320 And Lyric On PapilMusic
+ متن و ترجمه مداحی اشتاق و احتار باسم الکربلایی

♬♪♪♪♪♪♪♪ ♬♪♪♪♪♪♪♪♪♬ ♪♪♪♪♪♪♪♪♬
أشتاگ وأحتار وين لورِدْت أشوفك
آشفته و حیرانم، کجا بروم تا تو را ببینم
بِعدوك مِنعوك ليش يردون أعوفك
از تو دورم کردند، مانع شدند؛ چرا بگذارم رهایت کنم؟
مشلول حال مَشغول بال
حالم فلجشده است، دلم مشغول است
بعيوني لجلك دَمعِتي بس أرمِش إطّيح
به خاطر تو اشکم از چشمها میریزد، فقط پلک بزنم میریزد
وإبروحي شوگ المِختِنِگ وإبعازَة الريح
و با روحم شوقِ خفهکننده و با هجوم باد
بعدوني عنك والگلب ضَل بسمك إيصيح
مرا از تو دور کردند و قلب هنوز به نامت فریاد میزند
صومي وصلاتي امحبّتك وانته التِسابيح
روزه و نمازم محبت توست و تو تسبیحات منی
غَرگان وإبروج ماي مَشدوده إديّه
غرقام و با روح در آبهای بستهشدهی دستهایم
وأنخاك وادريك بيك تِلحَگ عليه
و به سوی تو میشتابم و میدانم که به تو میرسی
والجور طال مَشغول بال
و ستم طولانی شد، دلم مشغول است
گالولي بِسهام إنظَرَب نعشه اوبچيتك
گفتند با تیرها نعشش را زدند و بر تو گریستم
وبروحي لو يمَّك چِنِت مِنهم حميتك
و با روحم اگر نزدت بودم، از آنان حمایتت میکردم
والادهه ياسبط النبي يوم اللگيتك
و آه ای نوهی پیامبر، روزی که تو را یافتم
إبيّته رفضو تندفن. والبيت بيتك
میخواستم دفنت کنند، نپذیرفتند. و خانه، خانهی توست
بِحرام تِنطاف كون أحرِم وجيلك
به حرام پاک نمیشود مگر اینکه خود را و نسلت را محروم کنم
أشواط لله بيك أسعى إبسبيلك
اشواط برای خدا، با تو در راهات میکوشم
مَهجور ضال مشغول بال
متروک و گمگشته، دلم مشغول است
جِعده اللعينه السَمِّتَك طاعه الأُميّه
جعدهی لعنتی که با اطاعت از امویان تو را مسموم کرد
وطاعه الغرور ام الجمَل ضد الزچيه
و اطاعت از غرورِ مادر شتر علیه پاکان
مِنها إبتده كِل ماجره بالغاضريه
از او آغاز شد همهی آنچه در غاضریه رخ داد
وإمسَلمه دولة فاطِمه الهِندْ اوسُمَيّه
و اسلامِ دولت فاطمه را هند و سمیه گرفتند
اسباب والصار صار كِلّه إبسبَبها
اسباب و آنچه شد، همهاش به سبب او بود
والنار بخيام نار شِعلت لَهَبها
و آتش در خیمهها، آتشی که شعلهاش برافروخت
والراد نال مشغول بال
و آنچه خواست به دست آورد، دلم مشغول است
لوتدري بحسين اشجره من رادك البين
کاش میدانستی حسین چه درختی از جدایی برای تو خواست
بس شافه گبرك ينحفُر صاح السَفَر وين
فقط قبر تو را دید که کنده میشود، فریاد زد: سفر کجاست؟
ناده يَحفّار الگبُر إحفرهن اثنين
ندا داد ای حفار قبر، دو تا بکن
بالفاسه سَوّيهن سِوه للحسن وحسين
با کلنگ آنها را با هم برای حسن و حسین بساز
گبرين لِثنين صاح واكتب عليهم
دو قبر برای دو نفر، فریاد زد و رویشان بنویس
مسموم مظلوم ذول فدوه النبيهم
مسموم و مظلوم، این دو فدای پیامبرشان
والجود شال مشغول بال
و بخشش برداشته شد دلم مشغول است
عالاربعه أم الاربعه هيّن حِزنها
بر چهار نفر، مادر چهار نفر، حزنش آسان نیست
انته گلبها والگلب مشلوع منها
تو قلب او هستی و قلب از او جدا شده
ياعينها ماغمّضت واطبگ جِفِنها
ای چشمهایش که بسته نشدند و پلکهایش را بر هم نگذاشت
هذا انته ابنها لا وَعَز حته امن ابنها
این تو پسر او هستی، نه و عزیزتر حتی از پسرش
واتشوف كل يوم سور گبرك قصرها
و هر روز دیوار قبر تو را میبینی که قصر اوست
مهدوم مهجور صار يشبه گبُرها
ویران و متروک شده، شبیه قبر او
عالشوگ دال مشغول بال
بر شوق دلالت میکند، دلم مشغول است
يبن أمي زينب نادتك يا أبوالغيره
ای پسر مادرم زینب، تو را صدا زد ای ابوالغیرة
من هسّه راح آني استِعد للشام أسيره
از حالا من میروم تا برای شام به عنوان اسیر آماده شوم
تدري بحسينك لوغِبِت بالطف مصيره
میدانی حسینت اگر در طف غایب شد، سرنوشتش چیست
صدره يدوسونه إونِلِم جِسمه ابحصيره
سینهاش را لگد میکنند و جسمش را با حصیر جمع میکنند
ينداس بالخيل فوگ صدره رضيعه
زیر سم اسبها روی سینهاش، شیرخوارهاش
وايطيح عباس ميت فوگ الشريعه
و عباس مرده روی شریعه میافتد
والخير زال مشغول بال
و خیر از بین رفت، دلم مشغول است
ياخويه گَلّك من حِظَر عباس الاوداع
ای برادرم، به تو گفت از حضور عباس در وداع
گلبي تِفطّر يالحسن انصاف وارباع
قلبم پاره شد ای حسن، انصاف و ربعها
انته السِمه وآني الگُمَر هسه الگُمَر ضاع
تو ماه کامل هستی و من هلال، حالا هلال گم شد
شنهي الگُمَر كون السِمه مدفونه بالگاع
هلال چیست وقتی ماه کامل در خاک دفن شده
بجفاك ماريد ريت روحي إبَدَنها
با جفای تو نمیخواهم روحم را ببینم در بدنش
لوما لُم عون عون دم انطي عنها
کاش عون و عون نبودند، خونم را برایش میدادم
نهران سال مشغول بال
دو رود جاری شد، دلم مشغول است
مايبقه گبرك من حَجَر لا مانِعوفه
قبر تو از سنگ نمیماند، نمیشناسیمش
گُبّه ومناره من ذهب نرجع نشوفه
گنبد و مناره از طلا برمیگردانیم تا ببینیمش
ياهله إبزوّار الحسن نقره ابحروفه
ای اهلش، با زیارت حسن نقره را با حروفش میکنیم
عدنه عقيده مو وَهَم كعبه او نطوفه
نزد ما عقیده است نه وهم، کعبه است و طوافش میکنیم
ايام وانعود بيك ننصُب عزائك
روزها میآید و با تو برمیگردیم، عزایت را برپا میکنیم
واتشوف رايات سود من كربلائك
و پرچمهای سیاه از کربلایت را میبینی
كل صوت گال مشغول بال
هر صدایی گفت، دلم مشغول است
♬******* ♬*****♬ *******♬
لطفا نظر خود را بنویسید